شب تولدم ...

زندگی من مرگ تدریجی بیهوده هاست

زندگی من فرصت طولانی دوباره متولد شدن است

متولد شدن این بار روی اخلاص، روی صفا، روی نیاز

دنیایی خواهم ساخت زیر درختان حقیقت، کنار سبزه های آفرینش

دنیایی خواهم ساخت این بار کنار آب

خودم را می ستایم، نه بخاطر انسان بودنم، به خاطر انسان هستنم

ایستاده ام، سجاده ام امشب پر است از عطر خوشبوی گل یاس، از عطر اقاقی نمی دانم؟

امشب انگار دوباره جشن تولد سال هاست

جشن با شکوه مرگ بیهوده هاست

جشن تولد آب، فضا، خاک

و مهم تر تولد من، من است

دنیایی خواهم ساخت یکپارچه از جنس بلور غرور

قاب خواهم گرفت امشبم را که سراسر شورم

                                                      علی واردی

/ 1 نظر / 30 بازدید
نرگس

سلام ساراجون ممنونم وبلاگ خوبی داریی خودت مینویسی؟