به خاطر هیچی زندگی نمی کنم

 پرسید:

 به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم

"بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هیچ کس. پرسید پس به خاطر چه زنده

 هستی؟ با اینکه دلم فریاد میزد "به خاطر تو" با یک بغض غمگین گفتم به

خاطر هیچ چیز. ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک

 تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است.

 

/ 5 نظر / 15 بازدید
نازبانو

سارا حرف دلتو به زبون بیار عزیز دلم

کلاس فیزیک

سارا جان سلام ممنون که به کلاس کوچیک ما سر زدی بیشتر پیشمون بیا موفق و موید باشی مینا افخمی

wish

عالی بود[نیشخند]

محمد علی

webloge ghashangi dari[چشمک]